زمان : 1 و 2 دی 1390
مسیر صعود : رامیان ، جاده اولنگ ، روستای تاش ، آرام جلالی ، چشمه خرسی ، دهلیز ، قله
همنوردان : یار محمد نصیری(جلودار) ، محمدرضا بای (سرپرست) ، جانعلی نصیری ، سید ابراهیم میرخاندوزی ، مهدی جاهدی ، مهدی سعیدی ، علی بای و محسن رجبلو
پنج شنبه 1/10/90 : ساعت 11 یک گروه از بچه ها به سمت روستای تاش حرکت کردند ، تا مکانی برای شب مانی پیدا کنند. گروهی هم ساعت 2 راهی تاش شد . 5 بعد از ظهر بود که به آرام جلالی رسیدیم بچه ها همه چیز را برای یک شب مانی عالی آماده کرده بودند .ساعاتی بعد صدای موتور سیکلتی به گوش رسید .
«کوه نوردای عزیز و دوستدار طبیعت ، حتما در مورد معدنی که قرار بود در شاهوار شروع به فعالیت کنه چیزهایی شنیدن .»
با صدای موتور مهدی نگاهی به بیرون انداخت و گفت بفرماید ، صدایی از تاریکی جواب داد شما بفرمایید و چهره ای نمایان شد . (حمید با یکی از دوستانش که نگهبان معدن بودند و شبها را در این مکان به صبح می رساندند).
پس از گفت و گویی کوتاه آقا حمید که بچه ی خوبی هم بود اجازه داد تا شب توی آرام بمانیم (ولی اگه اجازه نمیداد تا صبح یخ میزدیم ) . نگهبانها ساعاتی پیش ما بودند و آرام را به ما سپردند و مارا ترک کردند . ما هم شام را خوردیم و خوابیدیم .
جمعه 2/10/90 : ساعت 5 صبح از خواب بیدار شدیم ، صبحانه را خوردیم و کوله ها را بستیم ، ساعت 6:45 به سمت قله استارت زدیم . برف چندانی در طول مسیر به چشم نمیخورد بچه ها همه نالان بودند و می گفتند : این هم شد صعود زمستانه ، زمستانی که نه برف داشته باشه و نه کولاک که زمستان نیست . به هر حال با این حرفها به راهمون ادامه دادیم . تا به چشمه خرسی رسیدیم ، از چشمه خرسی به بالا کمی امیدوار شدیم آخه مقدار برف تو این منطقه بیشتر بود . از آنجا که روز کوتاه بود مسیر صعود را از دهلیز و کنار دره بالا تر از چشمه خرسی انتخاب کردیم . در نقاطی از طول مسیر دست به سنگ هم شدیم . و در نقاطی هم عمق برف به 1 متر می رسید . نرسیده به انتهای دهلیز از گروه جدا شدم و خودم را به انتهای دهلیز رساندم و مسیر صعود را از جایی انتخاب کردم که مقدار برف زیاد بود و شروع به برف کوبی کردم . گروه که از دهلیز خارج شد مسیر انتخابی خود را از کنار دره مجاور من انتخاب کرد و این باعث شد تا میان من و گروه یک دره فاصله بیافتد . به هر حال به موازات هم به راه خود ادامه دادیم . ساعت 1 بعد از ظهر از غرب مه به سمت من در حرکت بود دقایقی بیش طول نکشید که مه منطقه را فرا گرفت و باد شدیدی همراه با مه و برف شدید شروع به بارش کرد ، با وجود اینکه سنگهای نک قله دیده میشد و 10 دقیقه بیشتر به قله نمانده بود مجبور شدم تا به سمت پایین و به سمت گروه سرازیر شوم با وجود اینکه چیزی دیده نمیشد ولی با صداکردن گروه خودم را به آنها رساندم . پس از رسیدن به گروه همراه با آنها دوباره راهی قله شدیم با وجود مه و طوفانی که شروع شده بود چیزی دیده نمی شد و راه رفتن سخت و سخت تر شده بود ، طوفان بقدری شدید بود که دو تا دوتا چسبیده به هم راه می رفتیم تا باد ما را از جا نکند . ساعت 2:20 به قله رسیدیم و بعد از گرفتن عکس سریع قله را ترک کردیم . به دلیل اینکه مسیر بازگشت با مسیر صعود فرق میکرد و با وجود هوای مه آلود و دید کم یارمحمد و محمدرضا با اقتدار تمام مسیر را پیدا کرده و ما را از مه خارج کردند . ساعت 6 غروب به آرام رسیدیم و پس از خوردن شام یا همان عصرانه راهی رامیان شدیم و ساعت 10 به رامیان رسیدیم .
بهترین و مهم ترین قسمت این برنامه برای من این بود که همه اعضای گروه به سلامت تمام توانستند به قله صعود کنند .
و به علی آقای گل که اولین چهار هزاری خودشو تجربه میکرد تبریک می گم .
به گروه هایی که قصد صعود زمستانه به این قله را دارند توصیه می کنم که با امکانات کامل زمستانه عاظم قله شوند .
به دلیل شرایط جوی و آب و هوا هماهنگ بودن اعضای گروه فوق العاده مهم است .
با آرزوی سربلندی در تمام قلل مرتفع کوچیک همه همنودای گلم (عموجون)
تصاویر در ادامه مطلب
در ضمن گزارش دردناکی هم از معدن دارم که بد نیست نگاهی به آن بیندازید.
ادامه مطلب


