صعود به قله 2880 متری چلپق
موقعیت جغرافیایی : کیلومتر 35 جاده رامیان شاهرود
ارتفاع : 2880 متر
تاریخ صعود : جمعه 23/11/1388
حرکت از راهدارخانه به سمت قله چِلپق
تیم صعود کننده : تلفیقی از گروه (زربین رامیان) و گروه (آرامیان رامیان)
همنوردان عزیز صعود کننده
محمد رضا بای (سرپرست گروه زربین) مهدی جاهدی (سرپرست گروه آرامیان)
یارمحمد نصیری مهدی سعیدی
جانعلی نصیری جعفر بای
سید ابراهیم میرخاندوزی حاج نصرت صادقلو
محسن رجبلو محسن بای
مسعود طاهری مریم بای
خدیجه یازرلو محدثه غفاری
هستی سعیدی خانم بای
حرکت از رامیان : ساعت 6:30 از رامیان به سمت ارتفاعات النگ رامیان (بادو) حرکت کردیم هوا ابری و کمی هم سرد بود نرسیده به تخته بادو برف شروع به باریدن گرفت ساعت 8:15 صبح رسیدیم به راهدارخانه ، بارش برف شدید تر و هوا سرد تر شده بود . گروهی از گنبد هم قبل از ما به آنجا آمده بودند و قصد صعود داشتند ولی بنا به مسائل امنیتی از صعود منصرف شده و به سمت تخته بادو محلی که قرار بود امروز جشنواره ساخت مجسمه های برفی در آنجا برگزار شود حرکت کردند . بعد از پوشیدن لباس و آماده شدن بچه ها ساعت 8:30 به سمت قله حرکت کردیم . هوا به مرور سردتر شد و مه غلیظی همه جا را فرا گرفت به طوری که تشخیص چند متر جلو تر برای ما سخت و دشوار شد . بعد از حدود 80 دقیقه وقتی کمی از غلظت مه کاسته شد با همت بچه ها و مسیر یابی خوبی که داشتند توانستیم وارد مسیر اصلی شده و راه خود را به سمت قله از سر بگیریم . ساعت 11:20 دقیقه رسیدیم به سنگ چین روی قله و بعد از گرفتن تعدادی عکس به سمت پایین راهی شدیم. برای زودتر رسیدن به تخته بادو مسیر برگشت را از داخل جنگل با شیب خیلی تند انتخاب کردیم و بیشتر مسیر برگشت در حال سر خوردن بر روی برف بودیم . تنها 25 متر به انتهای مسیر شیب داخل جنگل مانده بود که ناگهان همه چیز جلوی چشمانم سفید و تار شد . من جلو تر از همه در حال سر خردن بودم و 5 نفر دیگر از بچه ها پشت من سر می خردند ، از آنجایی که برف نرم بود مقدار زیادی برف با خودمان حمل می کردیم که ناگهان به شیب خیلی تندی رسیدیم ، من با از دست دادن تعادل خود شروع به معلق زدن و قلت خوردن کردم و بقیه بچه ها هم پشت سر من غلت می خوردند و با برف زیادی که همراهمان بود به انتهای شیب رسیدیم ، من که فقط قسمتی از صورتم بیرون از برف مانده بود به زور خودم را از داخل برف بیرون کشیدم و یکی از خانم های گروه را که زیر برف مدفون شده بود در آوردم ، محسن بای هم با بیرون کشیدن خودش از داخل برفها توانست یکی دیگر از خانم ها را نجات دهد ، همچنین جعفر و حاج نصرت که زیر انبوهی از برف دفن شده بودند توانستند خودشان را نجات دهند . تجربه ی جالب و به یاد ماندنی بود ، در نوع خودش جالب و وحشتناک ، دخترها خیلی ترسیده بودند ، خلاصه بعد از جمع کردن خود بقیه بچه ها هم خودشان را به ما رساندند و همگی به سمت تخته بادو حرکت کردیم . صدای حاج رحمان صالحی نصب توسط بلندگو از دور بگوش می رسید که ظاهرا داشت نفرات برتر جشنواره ساخت مجسمه های برفی را اعلام می کرد . وقتی به تخته بادو رسیدیم (ساعت 2.15) دیگه جشنواره به اتمام رسیده بود و تعدادی از افراد شرکت کننده با در دست داشتن جوایز خود خوشحالی خود را بروز می دادند . حاج رحمان بعد از دیدن بچه های گروه صعود کننده بعد از سلام و خسته نباشید صعود مشترک بچه های گروه (زربین) و (آرامیان) را از پشت بلندگو اعلام کرده و تبریک گفت .
بعد از خوردن چای و مقداری خوراکی به سمت رامیان حرکت کردیم .
با امید اینکه صعودهای فراوانی با همنوردان عزیزم داشته باشم و با امید موفقیت برای تمام کوهنوردان ایرانی ((عموجون))
اینم یک عکس دسته جمعی در نک قله

بقیه عکسها در ادامه
درباره عکس : درخت زربین